چراغ کشتی های بزرگ که خیلی دور بودند از ساحل کنار هم ردیف روشن بود.چند تا کشتی کوچک تر توی فاصله بین ساحل و کشتی های بزرگ ایستاده بودند که چراغ آنها هم روشن بود.یک قایق موتوری به موازات ساحل داشت می آمد به سمت ما بعد راه خودش را کج کرد و رفت به سمت کشتی ها.دو نفر توی قایق بودند که بارانی های زرد لیمویی شب نما تن شان بود. می رفتند سمت کشتی ها و شاید هم... . . . این محصول در فروشگاه شهر کتاب مبین عرضه شده است. شما میتوانید لذت خرید آسان و مطمئن را با ما تجربه کنید. ارسال کتاب و محصولات مورد نظر شما (به سراسر کشور) در سریعترین زمان ممکن با فروشگاه _شهر کتاب مبین_
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .